آزادی بیان از منظر جامع مدنی و مدنی نماها (24) |
   

آزادی بیان از منظر جامع مدنی و مدنی نماها (۲۴)

بازگشت به فهرست

بسم الله الرحمن الرحیم

آزادی بیان از منظر جامع مدنی و مدنی نماها

یکی از واژ هایی که مانند استعمار و سیاست، دست آویز افراد و اشخاص قرار گرفته و هر کس آن را به نفع خودش تفسیر و تعبیر می کند واژه آزادی بیان است. فی المثل کلمه استعمار، مصدر باب استفعال و از ریشه عَمَره به معنی آباد کردن است درحالیکه در فرهنگ یغماگران، در معنی سلطه گری و چپاول به کار می رود و نیز کلمه سیاست که به معنی تدبیر امور و انجام کارها بر اساس خرد و اندیشه است به روش های مزورانه و حیله گری معمول شده است ولذا شروران بشری به ویژه غربی ها و امریکا حتی به کلمات مقدس و با ارزش فرهنگ بشری نیز رحم نکرده و آن ها را مسخ نموده و بلایی به سر آن ها آورده که وقتی گفته می شود استعمار گر و سیاست مدار، فوری غارت گر و حیله پیشه تداعی می شود. امروزه آزادای بیان از دید آن ها یعنی فحش و ناسزا وجسارت به مقدسات دیگران، مجاز است و از آن به آزادی بیان تعبیر می کنند و حتی جزء حقوق بشری به اصطلاح خود آن ها محسوب می دارند ولذا با این بیان آیا باید بپذیرند که هر گاه دیگران نیز به سران این کشورها و آنچه مقدسات آن ها حساب می شود ( هرچند مقدسات الهی نباشد ) اگر جسارت شد آزادی بیان حساب کنند در حالی که چنین نیست مگر اینکه از غیرت و شرف و منش انسانی به دور باشند ؟! آری در فرهنگ اسلام افرادی که اینچنین هستند؛ گمراه و دور از انسانیت و مخلوطی از شیطان شناخته شده چنانکه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند: إذا رأیتم الرجل لا یبالی ما قال ولا ما قیل له فانه لغیه أو شرک شیطان (اصول کافی/ج۲/ص۲۳۲) هرگاه دیدید مردی باک ندارد از آنچه می گوید و آنچه به او گفته می شود بدانید یا نااهل زاده است یا اینکه شیطان در تکوّن وجود او با پدرش شریک شده. بنابراین زمام گسستگی زبان و قلم، دلیل آزادی بیان نیست در حالیکه آزادی بیان از منظر عقلا و خردمندان و اولیاء جامعه مدنی در دو مقوله قابل توجه است و حق هر انسانی می باشد. یکی در وصول مطالبات و حقوقی که می تواند آن را از طریق زبان و قلم از مقامی مطالبه کند و کسی حق ندارد جلوی آن را بگیرد و دوم در اظهار نظریات علمی و عقیدتی که هر کس حق دارد نظریات خود را بگوید و بنویسید آن گاه اگر با آئین رایج و کلی جامعه متضاد بود با او مناظره کنند و او را به اشتباه نظریاتش آگاه کنند و اگر حق به جانب او است بپذیرند که این شیوه را آزادی بیان می گویند و اسلام متمدن و رهبران آن نیز عملاً آن را بیان کرده اند. امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام در منشور حکومتی خود به مالک اشتر توصیه می کند که – زمانی را برای مطالبات مردم اختصاص بده تا بیایند ولذا نیروهای حفاظتی خود را دستور به مراعات کردن حال مردم کن تا مردم بدون ترس و لرز و لکنت زبان حرف هایشان را بزنند زیرا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: لن تقدس امه لایوخذ للضعیف فیها حقه من القوی غیر متتعتع (نهج البلاغه/نامه مالک اشتر) پاک و مقدس نخواهد بود ملتی که ضعیف آن نتواند حق خود را از توانمندان؛ بدون ترس و اضطراب بگیرد. قطعاً عُقلای غرب نیز آزادی بیان را در این دو مقوله می دانند چنانکه پاپ اعظم نیز جسارت روزنامه فرانسوی را محکوم کرد و آن را خلاف آزادی بیان تلقی کرد لکن متأسفانه این واژه در کشور ایران نیز برای عده ای قانون گریز، به گونه ای معنی شده و می پندارند که می توانند به هر مقامی که خواستند جسارت کنند و مسئولین حقوق جامعه نیز به آن ها چیزی نگوید.

تاریخ چاپ: ۸ بهمن ۹۳