عوامل موثر در تحقق جامعه مدنی (4) |
   

عوامل موثر در تحقق جامعه مدنی (۴)

بازگشت به فهرست

بسم الله الرحمن الرحیم

عوامل موثر در تحقق جامعه مدنی

به دنبال بحث نقش والدین به عنوان اولین معمار در ساختار جامعه مدنی و مسئولیت آن ها؛ در گذشته به سیره و روش امام زین العابدین حضرت سجاد علیه السلام اشاره شد که آن بزرگوار این مسئولیت را تا چه اندازه مهم تلقی فرموده که در انجام آن در فرازهایی از نیایش از ذات حضرت احدیت استمداد می طلبد زیرا بهترین و مهم ترین حاصل عمر بشر پس از اعمال علمی و عبادی وی، اولاد صالح است که مایه آبرو و بازوی پُرتوان خانواده و روشن نگه دارنده مشعل حیات پس از مرگ آن ها می باشد و تحقق این مهم در گرو روش خردمندانه نشئت گرفته والدین از فرهنگ دین است که چگونه این وظیفه را عمل کنند که مرضی خداوند متعال و خود و خلق باشد. بهترین و تنها دستور، رهنمودهای الهی است که در سیره و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و ائمه اطهار علیهم السلام تبلور یافته است. آن بزرگواران روش تربیتی را از نوزادی تا آن زمان که پدر به عنوان ولی و سرپرست، مسئول پرورش و بهداری و تعالی اولاد می باشد فراراه قرار داده و رهنمود نموده است. در گام اول تربیتی امام صادق علیه السلام می فرماید: الغلام یلعب سبع سنین ، و یتعلم فی الکتاب سبع سنین ، و یتعلم الحلال و الحرام سبع سنین ( تهذیب/ج۸/ص۱۰۲/ح۳۸۰/۲۹ ) کودک را تا هفت سال به حال خود بگذار بازی کند و در هفت سال بعدی قرآن به او آموخته شود و در هفت سال بعد یعنی از پانزده سالگی آموزش حلال و حرام داده شود. ملاحظه می گردد که امام به عنوان مربی وحیانی به لحاظ اشرافی که بر اوضاع افراد دارد اولیاء خانواده را آگاهی می دهد که پدران در سه مقطع وظیفه دارند که مراقب اطفال خود باشند. مقطع اول از تولد تا هفت سالگی است که اطفال دوران آشنایی با والدین و محیط خانه و اطراف خود را می گذرانند. امام علیه السلام می فرماید همان گونه که در مورد جسم فیزیکی او مواظب هستید که نیافتد و زمین نخورد مع ذلک می خواهید راه بیافتد در بخش روحی و روانی نیز با او کج دار و مریز عمل کنید. مقطع دوم از هفت سالگی شروع می شود تا چهارده سالگی که در این مقطع، آموزش شروع می شود و پدران موظفند با آموزش قرآن و کتاب معارف دینی روحیه خداگرایی و تمدن او را پروش دهند. مقطع سوم که از چهارده سالگی شروع می شود تا بیست و یک سالگی، دوران آَشنایی با حلا ل و حرام و بایست ها و نبایست های زندگی در ابعاد مختلف معاشی و معادی می باشد که در این مقطع باید زمینه فارغ التحصیلی از آموزش خانواده و ولایت پدر به اتمام برسد. وظیفه پدران در مقطع دوم وسوم بسیار خطیر است؛ اولا باید آن ها را از محبت و مهربانی خود سرشار گردانیده که زمینه خالی برای نفوذ دیگران برای آن ها باقی نگذارد ثانیاً باید با آن ها چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : احبوا الصبیان و ارحموهم و اذا وعدتموهم شیئا ففوا لهم فانهم لایدرون الا انکم ترزقونهم ( وافی/ج۲۳/ص۱۳۸۶ )؛ فرزندان خود را دوست بدارید و به آن ها ترحّم کنید و هنگامی که وعده چیزی را دادید به وعده خود برای آن ها وفا کنید زیرا آن ها فکر می کنند روزی دهنده آن ها شما هستید – عمل کرد. این کلام حکیمانه رسول خدا صلی الله علیه وآله در رابطه با تربیت اولاد بسیار آموزنده و رهگشا است و به دو نکته حساس و سرنوشت ساز اشاره دارد. نخست اینکه با محبت و ترحّم آن ها را از هرگونه عقده و کم بودی رهانیده زیرا فرزندانی که از مهر پدر و مادر بهره نبرده ومحروم شده اند با قلبی آکنده از عقده و کینه بار می آیند و در جامعه نه تنها عضوی برای جامعه مدنی نخواهند بود که شراره از شرارت خواهند شد چنانکه گفته اند – نعوذبالله اگر سلفه ای به جا رسد – عدوی شهری و دهقان و کان هر شرر است و گرفتاری جامعه نیز اصولاً از ناحیه این افراد عقده ای و کمبود دار می باشد و تا می توانند می خواهند بی مهری هایی که در خانواده تحمل کرده بر سر جامعه خالی کنند. دوم اینکه رسول خدا صلی الله علیه وآله با ژرف نگری در نهاد جامعه می فرماید: هر گاه به فرزندان خود و وعده ای دادید به آن عمل کنید زیرا آن ها شما را به مثابه خدا می دانند و با خوش بینی مطلق به شما می نگرند پس هر گاه آن ها چیزی از شما خواستند فکر کنید، اگر انجام شدنی است آن گاه آن ها را امید وار کنید و عمل نمایید اما اگر امکان اقتصادی ندارید و در خور خود و خانواده نیست آن ها را به خوبی قانع کنید که امکان پذیر نیست زیرا اگر قول دادید و عمل نکردید آن ها به شما بدبین می شوند و پایه و شالوده دروغ در جامعه از همین جا شروع می شود چراکه افراد؛ دروغ گو و مزوّر خلق نشدند و دروغ و تزویر جزء ذات آن ها نیست بلکه از معلم نخست زندگی یعنی پدران و مادران می آموزند ولذا پدران و مادران هستند که – خشت اول چون نهد معمار کج ، تا ثریا می رود دیوار کج بنابراین توجه نکردن به این دستور حکیمانه رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله چه فاجعه ای برای جامعه به وجود خواهد آورد که اولاً افراد دروغ گو هیچ اعتباری در جامعه ندارند و ثانیاً با دروغ های بارآمده که جزء طبیعت ثانویه آن ها شده، اساس و بنیاد جامعه را به تباهی می کشند و پدران و مادران بانی این اخلاق زشت به عنوان سبب؛ پیش خلق و خداوند متعال مسئول خواهند بود لذا رهنمودهای حکیمانه اسلام را جدّی بگیریم تا به این سبب بر نخوریم. ادامه بحث در بخش های بعدی اشاره می گردد انشاءالله.

تاریخ چاپ: ۲ تیر ۹۳