رعایت حقوق بشر در جامعه مدنی (20) |
   

رعایت حقوق بشر در جامعه مدنی (۲۰)

بازگشت به فهرست

بسم الله الرحمن الرحیم

رعایت حقوق بشر در جامعه مدنی

یکی از مسائل قابل ملاحظه و مهم مسئله حقوق بشر است اولاً باید توجه داشت که در فرهنگ متمدن اسلام، بشر به عنوان مخلوق برین عالم از هر رنگ و نژاد و زبان و در هر نقطه عالم از حقوق مساوی و یکسانی در استفاده از حیات مادی برخوردارند و کسی بر کسی تفوق و برتری ندارد. کاخ نشین و کوخ نشین، شهری و روستایی و سیاه و سفید و عالم و جاهل مخلوق خدا می باشند و زمین و آنچه در آن است متعلق به همگان می باشد ولذا همه حق بهره برادری از منابع طبیعی و منابع اولیه را دارند وکسی حق ندارد مانع این حق بشود و مزاحمت ایجاد کند و از نظر عقیده و اندیشه و بیان نیز صاحب حق می باشند البته برای حفظ نظم و تبلور جامعه مدنی با حفظ حقوق همگانی، مقرراتی لازم است که حدود وحریم و مرز حقوق اشخاص را در هر دوره مشخص نماید که جامعه فاشیست و انارشیست نشود چنانکه کلام الهی بیانگر این حقیقت است. هرچند – والارض وضعها لالنام – زمین را برای تمام بشر قرار داد اما – وضع المیزان الا تطغوا فی المیزان ( الرحمن / ۶ و ۷ ) قانون را نیز قرار داد تا بی قانونی نشود و حقوق معاشی و حیاتی و انسانی همگان برابر قانون تأمین گردد و تنها قانونی که ضامن تأمین و تعدیل حقوق همگان است همان قانون الهی یعنی قرآن و سنت پیامبر صلی الله علیه وآله و سیره اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام می باشد زیرا قانون الهی اولاً بدون تبعیض و ملاحظات جناحی و گروهی بلکه صرفاً به نفع بشر وضع گردیده است ثانیاً تمام مراحل و ابعاد زندگی بشر در آن لحاظ گردیده است بنابراین قوانین موضوعه بشری فاقد آن دو خصلت مهم است که قانون اسلام واجد آن می باشد ثالثاً قوانین موضوعه بشری نشئت گرفته از ملاحظات و منافع گروهی و حزبی و نژادی و غیره نمی باشد و همین موجب تبعض نژادی و آپارتایت می گردد چنانکه آن را در اروپا و امریکا و بسیاری از جاهای دیگر ملاحظه می کنیم لکن در قانون اسلام ، سلمان فارسی و بلال حبشی و صهیب رومی و مقداد حجازی با اختلاف رنگ و نژاد از احترام و حقوق مساوی برخوردارند و همان عزتی را که مقداد حجازی نزد پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله دارد همان را سلمان فارسی و بلال حبشی سیاه چهره نیز دارد و همان حق حیات و استفاده از منابع طبیعی که مسلمانان دارای آن هستند غیر مسلمانان نیز دارای آن می باشند زیرا همگان مخلوق خداوند متعال و فرزندان آدم و حوّا می باشند چنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در آغاز اسلام برنامه حقوق بشر اسلام را با یک فراگیری جامع برای کل بشر اعلان کرد و فرمود: مردم و بشر در نظام اسلام یکسان می باشند . مردم مانند پیمان یک اندازه هستند و تمامی آن ها از آدم و حوّا می باشند لذا عرب بر عجم و عجم بر عرب برتری ندارد مگر به تقوی الهی که هر کس حریم وحدود الهی را بهتر و بیشتر رعایت کند او از دیگری برتر است ( تاریخ یعقوبی/ج۲/ص۱۰۰) پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله با توجه به فراگیری اسلام که آئین الهی برای بشر است لفظ ناس را به کار برده است. کلمه ای که شامل کلیه انسان ها با تمام رنگ و نژاد و زبان و قومیت و جغرافیایی می باشد ودر هیچ مرام ومسلکی چنین شمولی پیدا نمی شود. امروز در دنیای غرب که مدعی تمدن هستند آپارتاید، جامعه بشری را قطعه قطعه کرده و عده ای مانند آلمانی ها، نژاد ژرمن را برتر و خود را برتر از دیگران می دانند. و در امریکا و بسیاری از کشورهای غربی نیز نژاد سفید پوستان را برتر می دانند و سیاه پوستان را انسانی درجه دوم به حساب می آورند و آن ها را از حضور در مجامع مهم اجتماعی محروم می کنند و نژاد یهود که آن هم معظل دیگر اجتماعی است نیز مدعی هستند که قوم برتر می باشند. تمام این ادعاها ناشی از تعصب و خودبزرگ بینی بی اساس و پایه است و صرفاً توهّمات جاهلانه آن ها باعث تفرقه و تنازع و باج خواهی و جنگ و قتل و غارت گشته. آیا این ها را می توان جامعه مدنی نامید و و تز و دکتریشان را تمدن و فرهنگ انسان ساز قلمداد کرد! یا تمدن اسلام و رهبران و پیروان آن را که با تبعیت از مکتب خود، تمام بشر را در هر نقطه از دنیا با هر رنگ و نژاد؛ خواهر و برادر و ذرّیه حضرت آدم و حضرت حوّا می دانند؟ و به گفته سعدی که برخاسته از کلام حکیمانه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله است بنی آدم اعضاء یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگا دیگر عضوها را نماند قرار 

تاریخ چاپ: ۱۲ آذر ۹۳